خرید بک لینک
تو جریان جر و بحث های پدر و مادر پدر باز اعصابش خورد شد و گفت شیطونه میگه برو یه زن دیگه بگیرمیگم حالا چرا وقتی ما سه تاییم بحثتون میشه من نباشم خوش و خرمین یه زره هم فکر اینو نکنین که میون بحث شما میون داری میکنما اصلا بعد برگشتم به پدرم میگم والا اونایی که باس ازدواج کنن (اشاره به خودم و داداش های غایب )نمیتونن کسی بهشون زن نمیده اونوقت شما فکر کردی خیال کردی یه حقوق بازنشستگی داری فکر میکنی نه پدرم چنین چیزی نیست دیگه گذشت اون زمون

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1402 ساعت: 9:40

دیروز رفته بودم اداره صنعت و معدن برای فعال کردن انبارمون رفتم اداره حالا رئیس اداره نبودن بعد چند ساعت بلاخره تشریف فرما شدن رفتم پیشش و گفتم قول داده بودین تا یه ماه انبار ما رو فعال کنین تا بتونم قرار دادمون رو تمدید کنیم و قرار داد رو براتون بیاریم گفت آره و گفت کد پستی انبار رو بده قرار داد قبلی بود از رو اون زد گفت چنین انباری وجود خارجی نداره گفتم بابا مگه میشه دوباره امتحان کرد و بازم همین حالا از مانیتوری کناری میزد که منم میدیدم رفتم نزدیکتر و بازم داشت میزد دیدم جای ۵۶؛۶۵میزنه بهش گفتم داداش داری اشتباه میزنی و دید بعد گفت تو از رو کدپستی بخون در نهایت فعال شد اما اگه از مانیتور پشت میزش میزد عملا ما انباری نداشتیم دیگه من چیزی نمیگم ...

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1402 ساعت: 9:40


دوست دارم خاطراتی که ازرده خاطر میکند خاطرم  را
چون یاد تو می درخشد در خاطرم

-----------------------------------------------
من تنها با نظر گذاشتن شما خوشحال میشم

دوستان فقط نظر میدین ادرس هم بزارین به جون اون سرچه های تو حیاطمون

اگه به دردتون خورد کپی کنین

اهل شوخی و مزاحم حالا حالا ها هم ناراحت نمیشم بابت حرف های شما

هر چیزی هم که مبهم بود میتونی بپرسی تو اولین فرصت جواب میدم

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1402 ساعت: 16:36

صفحه بندی